بررسی محوطه تاریخی سرمشهد استان فارس در متون تاریخی و آثار جغرافی نویسان اسلامی با تاکید بر شواهد باستان شناسی و هنری

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری باستان شناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 مرکز تحقیق و توسعه علوم انسانی سمت، تهران، ایران

3 گروه تاریخ، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

10.22034/ias.2021.264552.1487

چکیده

روستای سرمشهد در دهستان دادین از بخش «جره بالاده» شهرستان کازرون و در 30 کیلومتری غرب شهر بالاده قرار گرفته است. در این روستا یک محوطه تاریخی واقع است. محوطه تاریخی سرمشهد یکی از بزرگ‌ترین مناطقی است که آثار دوره ساسانی تا سده 7 هجری قمری در آن قابل مشاهده است. این محوطه تاریخی در هفت کیلومتری روستای سرمشهد در دشتی هموار و در میان دو رشته‌ کوه جا گرفته است. جغرافی نویسان اسلامی در آثار خود این محوطه را دشت «بارین» و «غندجان» نامیده­اند. نخستین بار، طبری(224-310ه.ق ) دشت بارین را در  «اردشیرخوره» معرفی می­کند و پیشینه آن را به زمان ساسانیان نسبت می­دهد. برخی از این منابع «غندجان» را در کوره اردشیرخوره و برخی دیگر در کوره «شاپور خوره» و وابسته به منطقه «جره»­ دانسته­اند. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر داده­های کتابخانه­ای و مشاهدات میدانی  انجام شده است. یافته­های پژوهش حاکی از این است بررسی نام جای غندجان و دشت بارین در متون جغرافی نویسان اسلامی و انطباق آن با محوطه تاریخی سرمشهد، داده‌های ارزشمندی در رابطه با، پراکندگی جمعیت، چگونگی راه­های ارتباطی و بازرگانی، مناسبات اجتماعی و مراکز صنعتی و تولیدی، در اختیار ما قرار می­دهد. روش انتخاب ‌شده در این پژوهش بر پایه بررسی جغرافیای تاریخی و مطالعۀ شواهد باستان­شناسی و هنری در مورد دشت بارین و غندجان و بازدید منطقه­ای است. با توجه به این پژوهش‌، از سده سوم تا سده نهم هجری قمری ده جغرافی‌نویس اسلامی از شهر غندیجان و دشت بارین در آثار خود نام برده­اند و دانستنی‌های فراوانی دربارۀ حدود شهر، منابع آب و مسافت این شهر تا منزلگاه‌های پیرامون ارائه می­دهند. با نگرش به این توصیفات، غندجان متون اسلامی با محوطه تاریخی سر مشهد در استان فارس هم‌خوانی دارد.
.بررسی تغییــرات در جغرافیای اداری غندجــان در قالب کوره­های اردشیرخوره و شاپورخوره با مطالعۀ منابع جغرافی نویسان اسلامی.
2.بررسی محوطه تاریخی و جغرافیایی سرمشهد.
سؤالات پژوهــش:
1.چه عللی در نامشخص بودن پیشینه تاریخی و جغرافیایی محوطه تاریخی سرمشهد نقش داشته است؟
2.چه عواملی در توسعه و گسترش شهر غندجان نقش داشته است؟

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Study on the Historical Site of Sarmashhad of the Fars Province in Historical Transcripts and the Findings of Islamic Geographers with Emphasis on Archaeological and Artistic Evidence

نویسندگان [English]

  • Alireza Abolahrar 1
  • Mohamadreza Saeedi 2
  • Reza Shabanisamghabadi 3
1 PhD student in Archeology, Science and Research Branch, Islamic Azad University, Tehran, Iran
2 Center for Research and Development of Humanities(SAMT), Tehran, Iran
3 Department of History, Shahid Beheshti University, Tehran, Iran
چکیده [English]

The village of Sarmashhad is located in the Dadin rural community of "Jarreh Baladeh" section of Kazerun city and 30km west of Baladeh city. There is a historical site in this village which is considered as one of the largest areas where the remaining artworks of the Sassanid period up to the 7th century AH can be perceived. This historical site is located seven kilometers from the village of Sarmashhad in a flat plain between two mountain ranges. Islamic geographers in their works have called this area "Barin" and "Ghandjan" plains. For the first time, Tabari (224-310 AH) introduces the Barin plain in "Ardeshir Khoreh" and attributes its history to the Sassanid era. A number of these sources have considered "Gandjan" in Ardeshir Khoreh furnace and others in "Shapur Khoreh" furnace and related to "Jarreh" region. This research has been done by descriptive and analytical methods by relying on library data and field observations. Findings of the study indicate that the study of the name of Gandjan and Barin plain in the texts of Islamic geographers and its adaptation to the historical site of Sarmashhad, provides valuable data on population dispersion, communication and trade, social relations and industrial centers and production. The method selected in this research is based on the study of historical geography and the study of archaeological and artistic evidence about the Barin and Gandjan plains and regional visits. According to this research, from the third century to the ninth century AH, ten Islamic geographers have mentioned the city of Gandijan and Dasht-e Barin in their works and provided several information about the city limits, water sources and the distance of this city to the surrounding homes. With regard to these descriptions, Gandjan Islamic texts are consistent with the historical site of Sarmashhad in the Fars province.
 Research aims:
1. A study on the changes in the administrative geography of Gandjan in the form of Ardeshir Khoreh and Shapur Khoreh furnaces by studying the sources of Islamic geographers.
2. A revision of the historical and geographical area of ​​Sarmashhad.
Research questions:
1. What are the reasons for the uncertainty of the historical and geographical background of the historical site of Sarmashhad?
2. What factors have played a role in the development and expansion of Gandjan city?

کلیدواژه‌ها [English]

  • Sarmashhad
  • Islamic Geographers
  • Barin Plain
  • Ghandjan
ابرو، حافظ. (1375).جغرافیای حافظ ابرو. شهاب­الدین عبدالله خوافی. تحقیق صادق سجادی، تهران: انتشارات میراث مکتوب.
ابراهیمی، سعید. (1385).بررسی سیستماتیک باستان­شناسی شهر سر مشهد. پایان­نامه کارشناسی ارشد در رشته باستان­شناسی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکز.
ابوالاحرار، علیرضا؛ ابراهیمی، سعید. (1387).بازنگری کاربری تل خندق سرمشهد. خلاصه مقالات دومین  همایش بین­المللی انجمن باستان شناسی جنوب آسیا .sossa  
ابن بلخی. (1329). فارسنامه. مصحح لسترنج و نیکلسن، توضیح و تحشیه از منصور رستگار فسایی، شیراز: بنیاد فارس­شناسی.
 ابن بلخی. (1374)، فارس‌نامه ابن بلخی، براساس متن مصحح لسترنج و نیکلسون. تصحیح و تحشیه از دکتر منصور رستگار فسایی. شیراز: بنیاد فارس شناسی.
ابن حوقل، ابوالقاسم محمد بن علی. (1366). صورالارض. ترجمۀ جعفر شعار، چاپ دوم، تهران: امیرکبیر.
ابن خردادبه، ابوالقاسم عبیدالله بن عبدالله. (1370). المسالک و الممالک. ترجمۀ حسین قره چانلو، تهران: علمی و فرهنگی.
اصطخری، ابواسحق ابراهیم. (1340). مسالک و ممالک. به اهتمام ایرج افشار، تهران: علمی و فرهنگی.
استخری، ابو اسحق ابراهیم. (1379). مسالک و ممالک. برگردان: محمد بن اسعد ابن عبدالله تستری. به اهتمام ایرج افشار، تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار.
بیگ محمدی، حسن. (1378). مقدمه­ای بر جغرافیای تاریخی ایران، اصفهان: دانشگاه اصفهان.
پازوکی طرودی، ناصر. (1376). استحکامات دفاعی در ایران دورة اسلامی، تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور.
پیگولوسکایا، نینا. (1367). شهرهای ایران در روزگار پارتیان و ساسانیان، ترجمۀ عنایت­الله رضا، تهران: علمی و فرهنگی.
ترومپلمن، لئو. (1372).  قبور و آیین تدفین در دوره ساسانی، باستانشناسی و تاریخ ، ش.15،  30.
تقوی نژاد دیلمی، محمدرضا. (1363). معماری، شهرسازی و شهر نشینی ایران در گذر زمان. تهران: یساولی.
جامه بزرگ، عباس. (1389).جغرافیای تاریخی شهرهای ساسانی بر بنیاد باستان­شناسی، پایان­نامه کارشناسی ارشد در رشته باستان­شناسی دانشگاه سیستان و بلوچستان.
جمعه پور محمود. (1385).کاریز(قنات)دستاورد دانش و فرهنگ بومی زیستگاه های کرانه های کویر، و نظام های وابسته به آن در ایران و بهره برداری پایدار از آن(نمونه قنات های کاشان)، فصلنامه علوم اجتماعی، شماره 33 ، 64-27.
جواهری، پرهام. (1378). چاره آب در تاریخ فارس. جلد یکم، گروه مطالعات باستان شناسی استان فارس تهیه شده در. شیراز :گنجینه ملی آب ایران وزارت نیرو.
خسروزاده، علیرضا. (1377). شهرهای ساسانی، (پایان نامه کارشناسی ارشد باستان شناسی به راهنمایی علی اکبر سرفراز)، تهران: دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده علوم انسانی، گروه باستان شناسی.
شکویی، حسین؛ کاظمی، موسی. (1384). مبانی جغرافیای شهری، تهران: دانشگاه پیام نور.
قاسمی، پارسا. (1389). بررسی باستان­شناسی بخش جره-بالاده کازرون، فارس: سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری استان فارس.
قاسمی، پارسا. (1387). معرفی سازه­های موسوم به تل خندق در قلمرو فارس باستان، باستان­شناسی ایران، شماره 1.
قاسمی، پارسا و دیگران. (1395). بررسی تقسیمات استان ساسانی بیشاپور با کشف تعدادی نام جای جدید از گل مهرهای محوطه تل قلعه سیف آباد-کازرون، پژوهش­های باستان­شناسی ایران، تهران، شماره 14، 102-91.
رجایی، مهدی. (1385). بررسی روشمند سفالینه­های سطحی شهر بیشاپور(یک چهارم جنوب شرقی)، پایان نامه کارشناسی ارشد در رشته باستان­شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز.
کیانی، محمد یوسف. (1366). شهرهای ایران، جلد دوم،  تهران: فرهنگ و ارشاد اسلامی.
گیرشمن، رومن. (1379).بیشاپور، جلد 1، ترجمه اصغر کریمی. تهران: انتشارات سازمان میراث فرهنگی(پژوهشکده).
لباف خانکی، میثم. (1396). بررسی و نقد کتاب شهرهای ساسانی از منظر تاریخ و باستان شناسی، پژوهش­نامة انتقادی متون و برنامه­های علوم انسانی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، شمارة 4، 80-67 .
مصطفوی، محمدتقی. (1343).  اقلیم پارس، تهران: انتشارات انجمن آثار ملی.
مجیــدزاده، یوســف. (1370). باستان­شناســی و ســفال. مجلــه  باستان شناســی و تاریــخ، شــماره دوم، شــماره پیاپــی 10 ، 14-7.
مصطفوی، محمد تقی. (1343). مجموعه مقالات باستان­شناسی، به کوشش مهدی صدری، جلد اول، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.
مصطفوی، محمد تقی. (1329). قالب گیری از کتیبه سرمشهد، آموزش و پرورش، شماره 10، 42-35.
مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد. (1361). أحسن­التقاسیم فی معرفۀ­الاقالیم. ترجمة علینقی منزوی، تهران: شرکت مولفان و مترجمان ایران.
مشکور، محد جواد. (1369). کارنامه اردشیر بابکان. تهران: دنیای کتاب.
موسوی حاجی، سید رسول. (1374). پژوهشی در نقش برجسته­های ساسانی، پایان نامه کارشناسی ارشد رشته باستان شناسی، دانشکاه تربیت مدرس دانشکده علوم انسانی.
میری، نگین. (1395). مکان­یابی ریو اردشیر ساسانی و ریشهر سده­های نخستین و میانی اسلامی. پژوهش­های باستان شناسی ایران، شماره 10، 171-161.
نوروززاده چگینی، ناصر و دیگران. (1393). از کاخ تا شهر، (بررسی و شناسایی شیوه­های انتقال آب اردشیر خوره(گور) در دوران ساسانی و اسلامی)، پژوهش­های باستان شناسی ایران، تهران، شماره 7، 172-153.
نیکنامی، کمال­الدین؛ فاضل، لیلا. (1395). شناسایی و معرفی مسیر باستانی بیشاپور- فیروز آباد (اردشیر خره) در دوره ساسانی و قرون اولیه ساسانی. پژوهش­های باستان­شناسی ایران، شماره 11 ،10-1.
وندایی، میلاد؛ تاج بخش، رویا. (1393). اردشیر خوره، پایتخت مذهبی ساسانیان، دو فصل­نامه تخصصی دانش مرمت و میراث فرهنگی،17-1.
ویسهوفر، یوزف. (1377). ایران باستان (از 550 پیش از میلاد تا 650 پس از میلاد). مترجم مرتضی ثاقب فر، تهران: انتشارات ققنوس.
هرتسفلد، ارنست. (1354). تاریخ باستانی ایران بر بنیاد باستان­شناسی، ترجمة علی اصغر حکمت، تهران: انجمن آثار ملی.