<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات هنر اسلامی</title>
    <link>https://www.sysislamicartjournal.ir/</link>
    <description>مطالعات هنر اسلامی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی اصول زیبایی شناسی فرمی معماری دوره قاجار و پهلوی براساس نظریه گشتالت</title>
      <link>https://www.sysislamicartjournal.ir/article_178063.html</link>
      <description>علم زیبایی‌شناسی با رویکردی تجربی &amp;amp;ndash; تحلیلی، مبتنی بر ادراک حسی و با دیدگاهی روانشناختی در جهت رسیدن به فرایند &amp;amp;laquo;هم‌شکلی&amp;amp;raquo; از تجربۀ زیبایی، متأثر از نظریه گشتالت می‌باشد. نظریۀ ادراک گشتالت ازجمله نظریه‌های مطرح در اواخر سده نوزدهم و قرن بیستم بوده که بنابه تأثیرپذیری معماری معاصر ایران از معماری مدرن، بررسی کاربرد آن در بناهای مدرن معاصر ایران ضروری می‌نماید. هدف این پژوهش تبیین زیبایی‌شناسی فرمی معماری معاصر ایران (اواخر قاجار تا پهلوی دوم) از دیدگاه گشتالت می‌باشد. در این پژوهش، جهت تعیین معیارهای زیبایی‌شناسی فرمی با رویکردی مبتنی بر استدلال قیاسی &amp;amp;ndash; استقرایی؛ از روش‌های پیمایشی و تحقیق همبستگی بهره برده است. از آزمون آماری کولموگرف &amp;amp;ndash; اسمیرنف و همبستگی پیرسون جهت تعیین رابطه بین مؤلفه‌ها استفاده شده و بر این اساس، اولویت کاربرد هر مؤلفه در نمونه‌های موردی مشخص می‌شود. در ادامه با روش &amp;amp;laquo;استدلال بر مبنای نمونه&amp;amp;raquo; اعتبارسنجی مجدد پژوهش انجام می‌گیرد. نتایج نشان می‌دهدکه مهم‌ترین مؤلفه‌های ادراکی در طراحی فرم معماری با ضریب همبستگی درونی، 0.663 در یک دسته از قوانین گشتالت جای دارند که می‌توان به ارتباط متعامل و دوسویه این دو پی برد.اهداف پژوهش:1. تبیین زیبایی‌شناسی فرمی معماری از دیدگاه گشتالت.2. تبیین زیبایی‌شناسی فرمی معماری معاصر ایران از دیدگاه گشتالت.سؤالات پژوهش:1. زیبایی‌شناسی فرمی معماری از دیدگاه گشتالت چگونه است؟2. زیبایی‌شناسی فرمی معماری معاصر ایران از دیدگاه گشتالت چگونه است؟</description>
    </item>
    <item>
      <title>دیو به مثابۀ دیگری: خوانشی لویناسی از آثار محمد سیاه‌قلم</title>
      <link>https://www.sysislamicartjournal.ir/article_246735.html</link>
      <description>این مقاله با نگاهی تطبیقی به آثار محمد سیاه‌قلم و اندیشه‌های امانوئل لویناس، به بازخوانی تصویر دیو در نگارگری ایرانی می‌پردازد. در گفتمان اساطیری و هنری ایران، دیو همواره نماد مطلق شر و &amp;amp;laquo;غیرِ&amp;amp;raquo; مطرود بوده است؛ اما محمد سیاه‌قلم با شیوه‌ای متفاوت، دیوها را به‌عنوان موجوداتی مستقل، آسیب‌پذیر و دارای کنش‌های روزمره بازنمایی می‌کند. این رویکرد هنری، با مفاهیم محوری فلسفۀ لویناس همچون استقلال و تقلیل‌ناپذیری دیگری، نقد تمامیت‌خواهی و چهره به‌عنوان فراخوانی اخلاقی، همخوانی دارد. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای کیفی و رویکرد تفسیری، نمونه‌هایی از نگاره‌های محمد سیاه‌قلم را بررسی و آن‌ها را با نظریه‌های لویناس تطبیق می‌دهد. نتایج نشان می‌دهد دیوهای سیاه‌قلم برخلاف تصویر کلیشه‌ای و تک‌بعدی رایج، واجد هویتی مستقل و چندلایه هستند؛ چهره‌هایی که در نگاه متفکر، خسته یا دردمند خود، نقاب شر مطلق را کنار می‌زنند و ما را به مسئولیتی اخلاقی در برابر &amp;amp;laquo;دیگری&amp;amp;raquo; فرامی‌خوانند. این پژوهش در نهایت به این نتیجه می‌رسد که سیاه‌قلم، قرن‌ها پیش از طرح نظریۀ دیگری در فلسفۀ لویناس، در آثار خود امکانی برای مواجهه‌ای انسانی و همدلانه با غیر فراهم آورده و به این ترتیب هنر را به عرصه‌ای برای نقد نگاه تمامیت‌خواه و تک‌ساحتی بدل کرده است</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی زنان در عکاسی جنگ ایران و عراق؛ خوانشی فوکویی از انضباط و عاملیت در پرتو ارزش‌های هنر اسلامی</title>
      <link>https://www.sysislamicartjournal.ir/article_246552.html</link>
      <description>بازنمایی زنان در عکاسی جنگ از مهم‌ترین عرصه‌های شکل‌گیری گفتمان‌های قدرت، جنسیت و کنش اجتماعی و یکی از محورهای هنر متعهد در دوران جنگ تحمیلی است. در گفتمان مسلط جنگ، زنان بیش‌تر در نقش‌هایی چون مادری، پشتیبانی و خدمت‌رسانی تصویر می‌شوند و بدن آنان حامل معانی اخلاقی و دینی مانند فداکاری، وظیفه‌مندی، کرامت و شهادت‌طلبی است که در عین حال بازتاب ارزش‌های شیعی و گفتمان انقلابی جریان می‌یابد. پژوهش حاضر با هدف بررسی سازوکارهای فوکوییِ قدرت، انضباط و هنجارسازی و نسبت آن با عاملیت، مقاومت زنانه و هویت اسلامی زن در چارچوب این ارزش‌های شیعی انقلابی در عکاسی جنگ ایران و عراق انجام شده است. این مطالعه با رویکرد کیفی و بر اساس تلفیق تحلیل گفتمانی فوکویی و معنابخشی دینی، مجموعه‌ای از عکس‌های منتخب جنگ را از منابع آرشیوی و کتابخانه‌ای تحلیل کرده است. نتایج نشان داد بازنمایی زنان عمدتاً بر پایه تقسیم‌بندی‌های جنسیتی و نقش‌های تثبیت‌شده شکل می‌گیرد و بدن زن در قالب پشتیبان جنگ در چارچوب هنر متعهد بازتولید می‌شود؛ با این حال، همین بدن‌ها می‌توانند امکان‌هایی برای مقاومت و عاملیت زنانه در دل محدودیت‌های ساختاری و گفتمان‌های مسلط ایجاد کنند. افزون بر این، بدن زنانه در این عکس‌ها حامل معنایی قدسی نیز هست؛ بدن آسیب‌دیده با مفاهیم امتحان الهی، صبر و کرامت رنج تفسیر می‌شود، بدن آواره نماد مظلومیت اخلاقی است و بدن منضبط با حجاب، جهاد و هویت زن انقلابی اسلامی پیوند دارد. در مجموع، بدن زن در این تصاویر در تقاطع قدرت و قدسیت ظاهر می‌شود و فهم آن مستلزم توجه هم‌زمان به سازوکارهای دیداری قدرت، گفتمان هنر متعهد و بازتاب ارزش‌های شیعی در افق معنایی اسلامی است.اهداف پژوهش:1 ـ شناسایی و تبیین الگوهای بازنمایی بدن زن در عکاسی جنگ ایران و عراق و تحلیل نسبت آن با گفتمان قدرت و تقسیم‌بندی‌های جنسیتی حاکم و ارزش‌های اسلامی انقلابی2 ـ تحلیل سازوکارهای فوکوییِ قدرت، انضباط، به‌هنجارسازی و زیست‌قدرت در پرتو ارزش‌های هنر اسلامی در نحوه نمایش زنان در عکس‌های منتخب جنگ ایران و عراق و بررسی پیامدهای آن برای عاملیت و مقاومت زنانهسوالات پژوهش:1ـ زنان در عکاسی جنگ ایران و عراق چگونه بازنمایی می‌شوند و این بازنمایی چه نسبتی با گفتمان قدرت و نقش‌ها و تقسیم‌بندی‌های جنسیتی و ارزش‌های اسلامی انقلابی دارد؟2- کدام سازوکارهای فوکوییِ قدرت، انضباط، به‌هنجارسازی و زیست‌قدرت در نحوه نمایش بدن زن با توجه به ارزش‌های هنر اسلامی در عکس‌های منتخب جنگ ایران و عراق قابل شناسایی است و این سازوکارها چه امکان‌ها و محدودیت‌هایی برای عاملیت و مقاومت زنانه ایجاد می‌کنند؟</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه تطبیقی آرا و افکار ملاصدرا و برایان لاوسون در باب خلاقیت و هستی‌یافتن اثر معماری</title>
      <link>https://www.sysislamicartjournal.ir/article_243912.html</link>
      <description>در فرایند طراحی معماری خلاقیت به‌عنوان نیروی آفرینندگی ذهن بشر، نقش کلیدی در پدیدآمدن آثار ایفا می‌کند. پژوهش حاضر باهدف تعمق در فرایند خلاقیت به مقایسه تطبیقی دو رویکرد متفاوت می‌پردازد؛ رویکرد نخست متعلق به برایان لاوسون، پژوهشگر معاصر حوزه معماری و روان‌شناسی و رویکرد دوم مربوط به حکیم ایرانی ملاصدرا می‌باشد. پژوهش از نوع نظری توسعه‌ای بوده و با روش توصیفی تحلیلی و بهره‌گیری از شیوه تطبیق و قیاس انجام شده است. داده‌ها به‌صورت کیفی و از طریق مطالعات کتابخانه‌ای گردآوری شده‌اند. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که هر دو اندیشمند، خلاقیت را حاصل تعامل میان فعالیت‌های خودآگاه و ناخودآگاه ذهن می‌دانند با این تفاوت که لاوسون فرایند خلاقیت را در قالب مراحلی شناختی همچون درگیری با مسئله، دوره نهفتگی و بروز ایده تبیین می‌کند، در حالی‌که تبیین چرایی و منشأ نهایی ظهور ایده را به‌طور کامل روشن نمی‌سازد. در مقابل، ملاصدرا با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه، خلاقیت را فرایندی وجودی می‌داند که در آن ایده در مراتب ادراک و عالم خیال شکل گرفته و در سیر تدریجی از قوه به فعل، به تحقق عینی اثر منجر می‌شود. نتایج پژوهش حاکی از آن است که تفاوت دیدگاه لاوسون و ملاصدرا صرفاً اختلافی در روش تحلیل نیست، بلکه ریشه در دو تلقی بنیادین متفاوت از آفرینش اثر معماری دارد؛ یکی با رویکرد مسئله‌محور و شناختی، و دیگری با نگاهی وجودشناختی و معناگرا. این تمایز می‌تواند مبنایی نظری برای بازاندیشی در مفهوم خلاقیت و چگونگی تحقق اثر معماری، به‌ویژه در چارچوب معماری و هنر اسلامی فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی نگاره‌های منتخب کلیله و دمنه در مکاتب نگارگری ایرانی دوره اسلامی</title>
      <link>https://www.sysislamicartjournal.ir/article_245449.html</link>
      <description>این پژوهش به تحلیل نگارگری‌های کتاب &amp;amp;laquo;کلیله و دمنه&amp;amp;raquo; در بستر هنر کتاب‌آرایی ایرانی ـ اسلامی و با تأکید بر نسبت متن و تصویر می‌پردازد. مسئلۀ اصلی آن است که داستان‌های تمثیلی و تعلیمی کلیله و دمنه، که از اصل هندی تا بازنویسی‌های فارسی پس از اسلام دگرگون شده‌اند و چگونه در نگاره‌های ایرانی تجسّم بصری یافته و این تجسّم در مکاتب مختلف نگارگری چه تحولاتی را نشان می‌دهد. بر همین اساس، با استفاده از روش پژوهش توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای؛ نخست نسخه‌های مصوّر کلیله و دمنه در دورۀ اسلامی شناسایی و به‌طور اجمالی طبقه‌بندی گردیده و سپس با تمرکز بر نسخ شاخص از مکاتب متفاوت، ترکیب‌بندی صفحه، آرایش متن و تصویر، رنگ‌پردازی و شیوۀ تصویرسازی حیوانات به‌صورت تطبیقی بررسی شد. یافته‌ها حاکی از آن است که در عین حفظ هسته‌های ثابت روایی، نگاره‌های کلیله و دمنه در هر دوره بازتاب‌دهندۀ ذائقۀ زیبایی‌شناختی، زمینه‌های فرهنگی ـ سیاسی و الگوهای حمایتی درباری همان عصرند و از روایت‌های نسبتاً ساده و خطّی به سوی ساختارهای پیچیده‌تر و صیقل‌یافته‌تر در مکاتب متأخر، به‌ویژه مکتب هرات، حرکت کرده‌اند. این نتایج جایگاه نگاره‌های کلیله و دمنه را به‌مثابۀ یکی از صورت‌بندی‌های برجستۀ هنر کتاب‌آرایی ایرانی ـ اسلامی روشن ساخته و امکان گسترش مطالعات میان‌رشته‌ای در پیوند ادبیات تعلیمی، نگارگری و تاریخ اندیشه اسلامی را تقویت می‌کند..</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیر تحول تاریخی و تحلیل نقوش گنبد در معماری ایرانی دوران تیموری و صفوی</title>
      <link>https://www.sysislamicartjournal.ir/article_245448.html</link>
      <description>باظهور و ورود دین مبین اسلام، مساجد از نخستین بناهایی بود که توسط معماران مسلمان به منظور محل عبادت مومنین، شریفترین و ظریفترین هنرها رابه نمایش گذاشت. بررسی سیرتحول گنبد و تزئینات آن در دوران تیموری و صفوی که هر دو به شکوه معماری ایران معروف هستند انگیزه ی انجام این پژوهش بود تا تأثیرات عوامل داخلی و خارجی همچون تغییرات دین، نوع حکومت، تحولات فرهنگی و تفاوت هایی اینچنین در طراحی نقوش و روش های ساخت در آن مورد مطالعه ی تطبیقی قرار گیرد. روش گردآوری اطلاعات این پژوهش ِ بنیادی بر اساس مطالعات اسنادی و منابع کتابخانه ای انجام شد و ماهیت تحلیل یافته ها نیز تاریخی و توصیفی بود. لازم به ذکر است برای انتخاب جامعه ی آماری و نمونه های مطالعاتی، مسجد بی بی خانم (دوره تیموری) و مدرسه ی چهارباغ اصفهان (دوره صفوی) مورد نظر قرار گرفت. در نهایت مهم ترین یافته ها و نتایج این پژوهش به این قرار است که سیرتحول نقوش و تزئینات گنبد از دوره تیموری تا صفوی رشد کمّی و هم کیفی قابل توجهی داشته ضمن آن که تغییر فنون اجرای پوشش گنبدها از کاشی معرق به هفت رنگ علیرغم اُفت ِ کیفیت؛ افزایش سرعت پیشرفت کار، امکان اجرای جزئیات نقوش اسلیمی و تنوع بیشتر رنگ را برای هنرمندان دوران صفوی مهیا نمود.این درحالی است که کارکرد گنبد در وجوه معنوی و تجلیات شکوه و زیبایی، برای هر دو دوره بستری برای سلوک روحانی و بیان عارفانه ی معماران، هنرمندان و سفارش دهنده گان (حاکمان و پادشاهان وقت) مسلمان بود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
