مطالعات هنر اسلامی

مطالعات هنر اسلامی

مطالعه‌ی ارتباط «اساطیر ترکی- مغولی و شمنیسم» با «اسب سفیدِ» نگاره‌های شاهنامه-ی بزرگ ایلخانی (با رویکرد نشانه‌شناسی فرهنگی)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری هنرهای اسلامی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران.
2 دکتری تخصصی، استاد گروه هنرهای صناعی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران.
3 دکتری تخصصی، استاد گروه ادبیات و زبان‌های خارجی، انشگاه تبریز، تبریز، ایران.
10.22034/ias.2020.229002.1241
چکیده
مطالعۀ نگاره­ های شاهنامۀ بزرگ ایلخانی، صرفاً با تکیه بر متن ادبی شاهنامه، در برخی موارد، درک چندان درستی از نشانه ­های موجود در نگاره­ های مذکور را به دنبال نداشته است. شاهنامۀ فردوسی، یک متن ادبی، با محوریتِ زبان شعری و متعلق به گفتمان ایرانی است؛ درصورتی‌که شاهنامۀ بزرگ ایلخانی، یک متن هنری، با محوریتِ زبان تصویر و متعلق به گفتمان ایلخانی است. تحلیلِ نگاره­ های شاهنامۀ بزرگ بهتر است براساس سپهر نشانۀ ایرانِ دورۀ ایلخانی صورت بگیرد؛ آن سپهر نشانه ­ای که روایت­ های شاهنامه را به‌عنوان «نه­متن» وارد «متن» تصویری نگارگری ایلخانی کرده است. این پژوهش با رویکرد نشانه ­شناسی فرهنگی یوری لوتمان و به روش توصیفی– تحلیلی انجام شده است. اصلی­ ترین یافتۀ پژوهش حاضر این است که سفید، رنگ مقدس خدای اولگئن (خدای آفریننده) در شمنیسم و اساطیر ترکی - مغولی است؛ به همین دلیل در فرهنگ ترکی- مغولی، فقط حاکمان و در مرحلۀ بعدی شمن ها، بر اسب سفید سوار می ­شده ­اند و بقیۀ افراد حق استفاده از آن را نداشته ­اند. بنابراین در مصورسازی روایت ­های شاهنامۀ فردوسی، تحت‌تأثیر سپهر نشانه ­ای دورۀ ایلخانی، حاکمان را سوار بر اسب سفید، نشان داده­اند. هرچند حاکمان سوار بر اسب­ با رنگ ­های دیگر نیز می­ شدند.

اهداف پژوهش:
1. مطالعۀ دلایل استفادۀ رنگ سفید برای اسب حاکمان و سلاطین در نگاره­‌های شاهنامۀ بزرگ ایلخانی براساس سپهر نشانه ­ای دورۀ ایلخانی.
2. شناخت ارتباط رنگ سفیدِ مورداستفاده برای اسب در نگاره­­های شاهنامۀ بزرگ ایلخانی با اساطیر ترکی-مغولی و شمنیسم.

سؤالات پژوهش:
1. علت کاربرد رنگ سفید برای اسب حاکمان و سلاطین در نگاره‌های شاهنامه بزرگ مغول چیست؟
2. کاربرد رنگ سفید برای اسب‌های نگاره‌های شاهنامه بزرگ ایلخانی چه ارتباطی با اساطیر ترکی-مغولی و شمنیسم دارد؟
کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

The Relationship between Turkic-Mongol Myths and Shamanism with ‘White Horse’ from the Great Ilkhanid Shahnameh miniatures: A Cultural Semiotics Study

نویسندگان English

Mansour Hoseinpour Mizab 1
Mehdi Mohammadzadeh 2
Allahshokr Asadollahi 3
1 PhD Candidate in Islamic Arts, Tabriz University of Islamic Arts, Tabriz, Iran.
2 PhD, Professor of the Department of Artificial Arts, Islamic Arts University of Tabriz, Tabriz, Iran.
3 PhD, Professor, Department of Literature and Foreign Languages, Tabriz University, Tabriz, Iran.

کلیدواژه‌ها English

Cultural semiotics
Great Shahnameh
The Ilkhanids
White Horse
Shamanism
آژند، یعقوب. (1389).  نگارگری ایران، 2 جلدی، تهران: سمت.
افهمی، رضا؛ جوانی، اصغر و مهرنیا، سید محمد. (1396). «شاهنامه­­ ی بزرگ، سندی بر گفتمان ایرانی­گرایی ایلخانان»، باغ نظر، سال 14، شماره 54.
الیاده، میرچا. (1389). رساله در تاریخ ادیان، ترجمه­ جلال ستاری، تهران: سروش.
الیاده، میرچا. (1392). شمنیسم فنون کهن خلسه، ترجمه­ محمد­کاظم مهاجری، تهران: نشر ادیان.
اوراز، مراد. (1396).  اساطیر تورک، ترجمه­ روح­اله صاحب قلم، تبریز: قالان­یورد.
اینان، عبدالقادر. (1395). آیین باستانی ترکان، ترجمه­ محبوبه­ هریسچیان، تبریز: دنیزچین.
بارتولد، و.و. (1352). ترکستان ­نامه، ترجمه­ کریم کشاورز، جلد دوم، تهران: آگاه.
بیانی، شیرین. (1389). دین و دولت در ایران عهد مغول، جلد اول، تهران: نشر دانشگاهی.
پلیو، پل. (1395). تاریخ محرمانه­ مغول،]مترجم به ترکی احمد تمیر[، ترجمه­ پرویز زارع شاهمرسی، تبریز: اختر.
پاکتچی، احمد. (1390). «معناسازی با چینش آشوب در نظم، در رویکرد نشانه ­شناسی فرهنگی» کتاب مجموعه مقالات نشانه ­شناسی فرهنگ(ی)، به کوشش امیرعلی نجومیان، تهران: سخن.
توروپ، پیتر. (1390). «نشانه ­شناسی فرهنگی و فرهنگ»، ترجمه­ فرزان سجودی، کتاب مجموعه مقالات نشانه­ شناسی فرهنگ، گروه مترجمان، به کوشش فرزان سجودی، تهران: علم.
جوینی، عطاملک. (1387). تاریخ جهانگشای جوینی، تصحیح محمد قزوینی، تهران: هرمس.
جودی نعمتی، اکرم. (1387). «تناسبات رنگ­ ها در صور خیال و هسته­ روایی شاهنامه»، پژوهش زبان و ادبیات فارسی،11.
حسینی، سید محمود. (1392). شاهنامه­ بزرگ ایلخانی، تهران: عطار.
حقایق، آذین و سجودی، فرزان. (1394). «تحلیل معناشناختی دو نگاره از شاهنامه فردوسی بر اساس الگوی نشانه ­شناسی اجتماعی تصویر»، هنرهای زیبا، دوره­2 شماره 2.
خامنایی، مهسا. (1388). «تحلیل ساختار بصری سوگواری نگارۀ آوردن سر ایرج برای فریدون از شاهنامۀ بزرگ ایلخانی»، ماه هنر، 132، صص. 48-42.
خزائی، محمد. (1387). «شاهنامه ابوسعید مهم‌ترین شاهکار نگارگری دورۀ ایلخانی»، ماه هنر، اسفند.
خزائی، محمد. (1387). «مجلس تشییع جنازه­ اسفندیار در شاهنامه­ ایلخانی»، آیینه خیال، 6، صص. 45-42.
خلیلی، نسیم. (1396). مغولان روایتی دیگر، تهران: شرکت نشر نقد افکار.
رشیدالدین، فضل­الله. (1373). جامع­التواریخ، تصحیح محمد روشن و مصطفی موسوی، جلد اول، تهران: البرز.
رشیدالدین، فضل­الله. (1367). جامع ­التواریخ، تصحیح بهمن کریمی، جلد اول، تهران: اقبال
زمردی، حمیرا. (1388). ادیان و اساطیر در شاهنامه­ فردوسی، خمسه­ نظامی و منطق ­الطیر، تهران: زوار.
ساندرز،ج.ج. (1363). تاریخ فتوحات مغول، ترجمه­ ابوالقاسم حالت، تهران: امیرکبیر.
سمننکو، الکسی. (1396). تار و پود فرهنگ، ترجمه­ حسین سرفراز، تهران: علمی و فرهنگی.
سیداوف، میرعلی. (1381).  قام شامان و نگاهی به اساطیر خلق­ های ترک، ترجمه­ ی صمد چایلی، تبریز: اختر.
سیدواف، میرعلی. (1384). آذربایجان سوی کوکونو دوشونرکن، برگردان رحیم شاوانلی، تبریز: اختر.
سجادی‌راد، سید صدیقه و سجادی‌راد، سید کریم. (1392). «بررسی اسب در اساطیر ایران و سایر ملل و بازتاب آن در شاهنامه»، پژوهشنامۀ ادب حماسی، شماره­ 16.
سرفراز، حسین؛ پاکتچی، احمد؛ آشنا، حسام الدین و کوثری، مسعود. (1396). «واکاوی نظریه فرهنگی- سپهرنشانه ­ای- یوری لوتمان»، راهبرد فرهنگ، شماره­ 39.
سروری، امید. (1389). «اسب در زندگی، نیروی نظامی و اعتقادات مغولان»، پیام بهارستان، دوره­2، شماره7.
سُنِسون، گوران. (1390). «مفهوم متن در نشانه­ شناسی فرهنگ »، ترجمه­ فرزان سجودی، کتاب مجموعه مقالات نشانه‌شناسی فرهنگ، گروه مترجمان، به کوشش فرزان سجودی، تهران: علم.
شایسته­ فر، مهناز. (1385). «جایگاه و نمود مذهب در نگارگری ایران(ایلخانی و تیموری)»، مطالعات هنر اسلامی، دوره­ی 3، پاییز و زمستان، صص. 118-97.
شیرازی، علی­ اصغر و قاسمی، صفورا. (1391). «ریشه ­یابی آداب و رسوم ایلخانان در شاهنامه­ ابوسعیدی با تأکید بر نگاره­ های سوگواری»، نگره، شماره 22.
قائمی فرزاد ومحمدجعفر یاحقی(1388). «اسب پرتکرارترین نمادینه­ جانوری در شاهنامه و نقش آن در تکامل کهن­ الگوی قهرمان»، فصلنامه­ ی زبان و ادب پارسی،42: صص. 10-42.
کاشغری، محمود. (1383). دیوان ­اللغات ­الترک، ترجمه­ حسین محمدزاده­ صدیق، تبریز: اختر.
کنبای، شیلا. (1389). نگارگری ایرانی، ترجمه­ مهناز شایسته ­فر، تهران: مطالعات هنر اسلامی.
گروسه، رنه. (1387). امپراطوری صحرانوردان، ترجمه­ عبدالحسین میکده، تهران: علمی فرهنگی.
گنج، رشاد. (1388). رنگ و نوروز در اساطیر ترک، ترجمه­ امین روشن، تبریز: پینار.
گورون، کامران؛ سومر، فارق و گروسه، رنه. (1380). اسلامیتدن اؤنجه تورک­لرین تاریخی، به کوشش اسماعیل جعفرزاده و دیگران، تبریز: سومرنشر.
لوتمان،یوری و بی. ای. اوسپنسکی. (1390). «در باب سازو کار نشانه ­شناختی فرهنگ»، ترجمه­ فرزان سجودی، کتاب مجموعه مقالات نشانه­ شناسی فرهنگ، گروه مترجمان، به کوشش فرزان سجودی، تهران: علم.
لوتمان،یوری. (1390). «درباره­ سپهر نشانه ­ای»، ترجمه­ فرناز کاکه­ خانی، کتاب مجموعه مقالات نشانه­ شناسی فرهنگ، گروه مترجمان، به کوشش فرزان سجودی، تهران: علم.
لیونگبرگ، کریستینا. (1390). «مواجهه با دیگری فرهنگی»، ترجمه­ تینا امراللهی، کتاب مجموعه مقالات نشانه­ شناسی فرهنگ، گروه مترجمان، به کوشش فرزان سجودی، تهران: علم.
محمدزاده صدیق، حسین. (1383). یادمان­ های ترکی باستان، تهران: ستاد نشر آثار دکتر صدیق.
مورگان، دیوید. (1389). مغول­ ها، ترجمه­ عباس مخبر، تهران: مرکز.
نامورمطلق، بهمن. (1390). «نشانه­ شناسی و فرهنگ»، کتاب مجموعه مقالات نشانه­ شناسی فرهنگ(ی)، به کوشش امیرعلی نجومیان، تهران: سخن.
هال، مری. (1380). امپراطوری مغول، ترجمه­ نادر میرسعیدی، تهران: ققنوس.
Esin, E. (2004). Orta Asya'dan Osmanlıya: Türk sanatında ikonografik motifler (Vol. 2). Kabalcı Yayınevi.
Grabar, O., & Blair, S. (1980). Epic images and contemporary history: the illustrations of the great Mongol Shahnama. Chicago and London: Univerisity of Chicage Press.