<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات هنر اسلامی</title>
    <link>https://www.sysislamicartjournal.ir/</link>
    <description>مطالعات هنر اسلامی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>خوانش بینامتنی و پسامدرن از زیبایی شناسی اشراقی سهروردی و نمودهای آن در هنر اسلامی</title>
      <link>https://www.sysislamicartjournal.ir/article_241819.html</link>
      <description>این پژوهش به خوانش بینامتنی و پسامدرن از زیبایی‌شناسی اشراقی سهروردی و نمودهای آن در هنر اسلامی می‌پردازد. مسئلۀ اصلی تحقیق آن است که دستگاه نوری و مثالیِ حکمت اشراق چگونه در قالب نمادها و ساختارهای بصری در برخی عرصه‌های هنر اسلامی تجسّد می‌یابد و تا چه حد می‌توان آن را در افق نظریۀ بینامتنیت و مباحث پست‌مدرنیسم بازخوانی کرد. بر این اساس، ابتدا مؤلفه‌های کلیدی زیبایی‌شناسی اشراقی &amp;amp;ndash; همچون مراتب نور و ظلمت، عالم مثال، هیکل نوری، تمثیل پرندگان و مفهوم کوه قاف &amp;amp;ndash; از رسائل سهروردی استخراج شده و در چارچوب گفتمان بینامتنیت تفسیر می‌شوند. سپس، با رویکردی کیفی و تفسیری، چند نمونه شاخص از هنر اسلامی &amp;amp;ndash; شامل سازمان نور در معماری مسجدی، چراغ‌های شیشه‌ای منقوش به آیۀ نور، و نگارگری و تذهیب با محوریت صحنه‌های معراج و تصویرپردازی عالم مثال &amp;amp;ndash; مورد تحلیل تطبیقی قرار می‌گیرند. یافته‌ها نشان می‌دهد که میان منطق نوری&amp;amp;ndash;مثالی حکمت اشراق و منطق سازمان‌دهی نور، فضا، رنگ و نقش در این آثار هنری، هم‌پوشانی‌های معناداری وجود دارد؛ به‌گونه‌ای که می‌توان از &amp;amp;laquo;هنر اشراقی&amp;amp;raquo; به‌مثابۀ یکی از خوانش‌های ممکن از هنر اسلامی سخن گفت. مقاله در نهایت پیشنهاد می‌کند که ترکیب رویکرد بینامتنیت با حکمت اشراق، افق تازه‌ای برای فهم چندلایه و پسامدرن از هنر اسلامی می‌گشاید و می‌تواند مبنای چارچوب‌های تحلیلیِ نوین در مطالعات نظری هنر اسلامی قرار گیرد.اهداف پژوهش:1 ـ تبیین و صورت‌بندی مؤلفه‌های اصلی زیبایی‌شناسی اشراقی سهروردی بر اساس رسائل و آثار فلسفی او، با تأکید بر منطق نوری&amp;amp;ndash;مثالی و عالم مثال.2 ـ بررسی و تفسیر مؤلفه‌های زیبایی‌شناختی در افق نظریۀ بینامتنیت و مباحث پست‌مدرنیسم، به‌منظور ارائۀ خوانشی پسامدرن از دستگاه اشراقی سهروردی.3- تحلیل نمودهای زیبایی‌شناسی اشراقی سهروردی در برخی عرصه‌های هنر اسلامی &amp;amp;ndash; همچون معماری مساجد و مدارس، نگارگری و تذهیب، و خوشنویسی آیات نور &amp;amp;ndash; با بهره‌گیری از چارچوب بینامتنی پیشنهادی پژوهش.سوالات پژوهش:1ـمؤلفه‌های اصلی زیبایی‌شناسی اشراقی سهروردی چیست و این مؤلفه‌ها چگونه در رسائل و آثار فلسفی او صورت‌بندی می‌شوند؟2- چگونه می‌توان با بهره‌گیری از نظریۀ بینامتنیت و مباحث پست‌مدرنیسم، خوانشی پسامدرن از دستگاه نوری&amp;amp;ndash;مثالی و زیبایی‌شناختی سهروردی ارائه داد؟3- زیبایی‌شناسی اشراقی در ساختار نور، فضا، رنگ و نقشِ نمونه‌هایی از هنر اسلامی &amp;amp;ndash; به‌ویژه در معماری، نگارگری، تذهیب و خوشنویسی &amp;amp;ndash; چه نمودهایی می‌یابد؟</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و طبقه بندی آمود کاشی، بر بیست و دو میل مناره کتیبه دار دوره سلجوقی ایران</title>
      <link>https://www.sysislamicartjournal.ir/article_230958.html</link>
      <description>مناره‌ها از مهم‌ترین یادگارهای معماری دوره سلجوقی در ایران هستند که علاوه‌بر کارکردهای مذهبی، نقش‌ نمادین نیز ایفا می‌کرده‌اند. در این میان، تزئینات &amp;amp;laquo;آمود کاشی&amp;amp;raquo; یعنی الحاق کاشی‌های لعاب‌دار به بدنه مناره‌ها که جایگاهی ویژه در بیان زیبایی‌شناختی و فرهنگی آن دوران داشته است. این پژوهش با رویکرد تاریخی-تطبیقی، به شناسایی و طبقه‌بندی تزئینات آمود کاشی در ۲۲ مناره کتیبه‌دار سلجوقی پرداخته و نوع کاشی‌کاری، رنگ، خط، و نحوه ترکیب آن با آجر را مورد تحلیل قرار داده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که بیشترین کاربرد کاشی‌کاری در نواحی کتیبه و تاج مناره‌ها بوده و رنگ فیروزه‌ای به‌عنوان نمادی از آسمان و معنویت اسلامی، بیشترین فراوانی را داشته است. همچنین ترکیب نقوش هندسی آجری و کاشی‌کاری، نه‌تنها به تزیین سازه کمک کرده، بلکه به پایداری آن در برابر عوامل محیطی نیز افزوده است. این مطالعه تأکید می‌کند که شناخت دقیق این تزئینات، می‌تواند در فرآیند مرمت و طراحی معماری اسلامی معاصر الهام‌بخش باشد.اهداف پژوهش1. شناسایی تزئینات آمود کاشی‌ بر بیست و دو مناره کتیبه‌دار دوره سلجوقی.2. طبقه‌بندی نظام مند تزئینات آمودکاشی‌کاری در این مناره‌ها.سوالات پژوهش1. کدام مناره‌های کتیبه‌دار دوره سلجوقی دارای تزئینات آمود کاشی‌ هستند؟ 2. تزئینات آمودکاشی در تعامل با دیگر تزئینات معماری چگونه طبقه‌بندی می‌شود؟</description>
    </item>
    <item>
      <title>از حِس تا عَقل، مُداقه ای معرفت شناختی در مَراتب ایجاد و ادراک معماری مبتنی بر آراءِ حکمت صدرایی</title>
      <link>https://www.sysislamicartjournal.ir/article_232087.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی مفاهیم عرفانی و نمادین در نگارة باده‌نوشی، اثر رضا عباسی: بر مبنای تجزیه و تحلیل با رویکرد نشانه‌شناسی پیرس</title>
      <link>https://www.sysislamicartjournal.ir/article_243704.html</link>
      <description>رضا عباسی با تلفیق سنت واقع‌گرایی بهزاد و پرداختن به وجه اندیشه‌ها و عواطف انسانی، جایگاه ویژه‌ای در تاریخ تصویری هنر ایران دارد. عرفان اسلامی پیوند مستحکمی با نگارگری دارد و در برخی از ادوار تاریخی، نمود عرفان در هنر مورد تاکید قرار گرفته‌است. در نگاره &amp;amp;laquo;باده‌نوشی&amp;amp;raquo; از دیوان حافظ، عرفان اسلامی تجلی یافته است. این پژوهش به بررسی وفاداری رضا عباسی به مفاهیم عرفانی شعر حافظ در نگارة باده‌نوشی و روش‌های انتقال این مفاهیم در ساختار بصری اثر می‌پردازد. برای این منظور، از نشانه‌شناسی پیرس به‌عنوان چارچوب تحلیلی استفاده شده است. پژوهش دو پرسش کلیدی را مطرح می‌کند: میزان پایبندی رضا عباسی به مفاهیم عرفانی شعر حافظ چگونه است؟چه نشانه‌ها و نمادهایی در این نگاره برای انتقال مفاهیم عرفانی به‌کار رفته‌اند؟ در نهایت، این پژوهش تلاش می‌کند رابطة میان شعر عرفانی، نگارگری و نشانه‌شناسی را روشن‌تر کند و نحوة بازتاب معانی عرفانی در هنر تصویری ایرانی را بررسی نماید. این پژوهش از نوع بنیادین ‌و روش پژوهش تحلیلی-توصیفی بوده و اطلاعات به روس اسنادی گردآوری شده‌است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که رضا عباسی با انتخاب آگاهانه و هنرمندانه نشانه‌های بصری، موفق به ترجمه جهان‌بینی عرفانی حافظ به زبان تصویر شده و فضایی بصری خلق کرده که مفاهیمی چون عشق الهی، رهایی، سلوک عرفانی و وحدت را در ذهن مخاطب تداعی می‌کند. تعهد عمیق به مفاهیم عرفانی و ادبی نهفته در اشعار حافظ نشان می‌دهد رضا عباسی با انتخاب دقیق نمادها و ترکیب آن‌ها با یکدیگر، به گونه‌ای هنرمندانه جهان‌بینی عرفانی حافظ را به زبان تصویر ترجمه کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأویل متون وحیانی کتیبه‌ها با روایتگری محراب مسجد جامع کرمان</title>
      <link>https://www.sysislamicartjournal.ir/article_241820.html</link>
      <description>کتیبه‌های مساجد به‌ویژه در فضای محراب، صرفاً عناصر تزئینی یا آرایه‌های بصری محسوب نمی‌شوند بلکه واجد ساختاری معناشناختی و نمادین هستند که در پیوندی عمیق با سازمان فضایی، کارکرد آیینی و تجربه‌ی ادراکی مخاطب معنا می‌یابند. این کتیبه‌ها با انتخاب آیات قرآنی، نحوه‌ استقرار، توالی متنی و ارتباط با سایر عناصر کالبدی به‌مثابه متنی فضایی عمل کرده و امکان خوانش چندلایه تأویلی و روایت‌محور را فراهم می‌سازند. پژوهش حاضر با هدف بررسی ظرفیت‌های تأویلی و روایت‌گرایانه‌ی کتیبه‌های محراب مسجد جامع کرمان انجام شده و در پی آن است تا نقش این کتیبه‌ها را در شکل‌دهی به معنا و هدایت تجربه‌ قدسی مخاطب تبیین کند. روش تحقیق در این پژوهش کیفی و مبتنی بر رویکرد تفسیری_تاریخی است و داده‌ها از طریق مطالعات اسنادی، مشاهدات میدانی از فضای محراب و تحلیل تفسیری آیات قرآنی گردآوری شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که چینش هدفمند آیات، توالی معنادار متون و جایگاه فضایی کتیبه‌ها در محراب مسجد جامع کرمان زمینه‌ شکل‌گیری نوعی روایت معنایی پیوسته را فراهم می‌آورد که مفاهیم بنیادینی چون نبوت، امامت و هدایت الهی را در قالب ساختاری منسجم بازنمایی می‌کند. بر این اساس می‌توان محراب مسجد جامع کرمان را به‌عنوان بستری برای روایت‌گری فضایی و معناپردازی قدسی در معماری اسلامی دانست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نمادها و نشانه‌های تشیع در هنر فلزکاری دوران قاجاریه</title>
      <link>https://www.sysislamicartjournal.ir/article_243705.html</link>
      <description>با گسترش اسلام در ایران و تثبیت تدریجی تشیع در برخی دوره‌ها، هنر ایرانی در ساحت‌های صوری و معنایی دچار تحول شد. از منظر جامعه‌شناسی هنر، این دگرگونی‌ها در پیوند با ساختار قدرت، نظام اعتقادی و مناسک جمعی قابل تحلیل است. در دوره قاجاریه، فلزکاری به عرصه‌ای برای بازنمایی مفاهیم شیعی بدل شد. اشیایی چون علم‌های عزاداری، کشکول‌ها و ادوات آیینی با بهره‌گیری از نمادهایی همچون اسامی اهل‌بیت(ع)، ادعیه، پنجه و عناصر قدسی، در سامان‌دهی حافظه جمعی و هویت شیعی نقش داشتند. هم‌زمانی گسترش آیین‌های عزاداری با حمایت ساختار سیاسی قاجار از تشیع، زمینه رواج این آثار را فراهم کرد. این اشیا را می‌توان رسانه‌هایی بصری دانست که در خدمت مشروعیت‌بخشی مذهبی و تقویت انسجام اجتماعی عمل می‌کردند. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و بر پایه مطالعات کتابخانه‌ای و مشاهده آثار، به تبیین کارکرد و معناشناسی نمادهای شیعی در فلزکاری قاجار در پیوند با بستر اجتماعی ـ تاریخی آن می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد این نمادها فراتر از تزیین، دارای نقش‌های هویتی و فرهنگی در تثبیت تشیع بوده‌اند و شیوه‌های تزیین و کتیبه‌نگاری متناسب با فضاهای آیینی و مخاطبان اجتماعی، در انتقال مفاهیم اعتقادی و بازتولید گفتمان رسمی تشیع نقش مؤثری داشته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>.نقد و بررسی ماهیت عشق در چند بیت الحاقی از داستان زال و رودابه با تکیه بر نگاره های نسخه شاهنامه ابراهیم سلطان محفوظ در کتابخانه بودلین آکسفورد</title>
      <link>https://www.sysislamicartjournal.ir/article_176743.html</link>
      <description>سؤالات پژوهش:1-چگونگی آشنایی با شکل و اساس داستان و فرهنگ و آیین های پهلوانی و عامه ی ایران2-چگونگی باستان و حفظ اصالت و جزئیات در ابیات شاهنامه، این شاهکار ادب فارسی و حافظ هویت ملی ایراناهداف تحقیق1-بررسی آشنایی با شکل و اساس داستان و فرهنگ و آیین های پهلوانی و عامه ی ایران2-بررسی باستان و حفظ اصالت و جزئیات در ابیات شاهنامه، این شاهکار ادب فارسی و حافظ هویت ملی ایران</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اصول زیبایی شناسی فرمی معماری دوره قاجار و پهلوی براساس نظریه گشتالت.</title>
      <link>https://www.sysislamicartjournal.ir/article_178063.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه تطبیقی آرا و افکار ملاصدرا و برایان لاوسون در باب خلاقیت و هستی‌یافتن اثر معماری</title>
      <link>https://www.sysislamicartjournal.ir/article_243912.html</link>
      <description>در فرایند طراحی معماری خلاقیت به‌عنوان نیروی آفرینندگی ذهن بشر، نقش کلیدی در پدیدآمدن آثار ایفا می‌کند. پژوهش حاضر باهدف تعمق در فرایند خلاقیت به مقایسه تطبیقی دو رویکرد متفاوت می‌پردازد؛ رویکرد نخست متعلق به برایان لاوسون، پژوهشگر معاصر حوزه معماری و روان‌شناسی و رویکرد دوم مربوط به حکیم ایرانی ملاصدرا می‌باشد. پژوهش از نوع نظری توسعه‌ای بوده و با روش توصیفی تحلیلی و بهره‌گیری از شیوه تطبیق و قیاس انجام شده است. داده‌ها به‌صورت کیفی و از طریق مطالعات کتابخانه‌ای گردآوری شده‌اند. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که هر دو اندیشمند، خلاقیت را حاصل تعامل میان فعالیت‌های خودآگاه و ناخودآگاه ذهن می‌دانند با این تفاوت که لاوسون فرایند خلاقیت را در قالب مراحلی شناختی همچون درگیری با مسئله، دوره نهفتگی و بروز ایده تبیین می‌کند، در حالی‌که تبیین چرایی و منشأ نهایی ظهور ایده را به‌طور کامل روشن نمی‌سازد. در مقابل، ملاصدرا با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه، خلاقیت را فرایندی وجودی می‌داند که در آن ایده در مراتب ادراک و عالم خیال شکل گرفته و در سیر تدریجی از قوه به فعل، به تحقق عینی اثر منجر می‌شود. نتایج پژوهش حاکی از آن است که تفاوت دیدگاه لاوسون و ملاصدرا صرفاً اختلافی در روش تحلیل نیست، بلکه ریشه در دو تلقی بنیادین متفاوت از آفرینش اثر معماری دارد؛ یکی با رویکرد مسئله‌محور و شناختی، و دیگری با نگاهی وجودشناختی و معناگرا. این تمایز می‌تواند مبنایی نظری برای بازاندیشی در مفهوم خلاقیت و چگونگی تحقق اثر معماری، به‌ویژه در چارچوب معماری و هنر اسلامی فراهم آورد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
