راهکارهای مشارکتی در تدوین شاخص های بازآفرینی شهر بجنورد بارویکرد توسعه پایدار

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، واحد شیروان، دانشگاه آزاد اسلامی، شیروان، ایران

10.22034/ias.2019.211880.1115

چکیده

  بازآفرینی شهری، برنامه­ای جامع است که زمینه بهبود پایداری شرایط اقتصادی، کالبدی، اجتماعی و زیست­محیطی را فراهم می­آورد و عمدتا به دنبال حل مشکلات بافت­های فرسوده شهری از طریق بهسازی به وسیله مشارکت­های مردمی است و هدف آن به­کارگیری توان­های بالقوه و بالفعل موجود در بافت­های شهری می­باشد. بدین منظور 386 پرسشنامه در بین ساکنین محله­ای در بجنورد که بازآفرینی شهری آن در حال انجام است توزیع شده و مورد ارزیابی قرار گرفته است. روش تحقیق در پژوهش حاضر، روش توصیفی- تحلیلی و تجربی- پیمایشی است. ابزار تجزیه و تحلیل آماری، نرم افزار SPSS است. بر اساس یافته­های تحقیق، میانگین شاخص­ها به جز ابعاد کالبدی و محیطی بقیه کمتر از 3 است، که این نتیجه نشان می­دهد شاخص­های بازآفرینی در وضعیت مناسبی قرار نگرفته­اند. همچنین به منظور تجزیه وتحلیل داده­ها از روش ANP استفاده شده است، که در بین معیارهای اقتصادی زیرمعیار فرصتهای اقتصادی، در معیارهای اجتماعی و فرهنگی زیرمعیار کاهش جرائم، در معیار کالبدی و محیطی زیرمعیار مسکن و زیرساخت­های آن و در نهایت در معیار حکمروایی زیرمعیار مشارکت اجتماع محلی بالاترین ارزش­ها را به دست آورده­اند. برای رفع مشکلات ساکنین و اجرای بهتر بازآفرینی شهری نیازمند مطالعات گسترده، هم پیوند و همه جانبه­نگر با نگرش سیستمی در سطح خرد و منطقه­ای می­باشیم، که این امر می­بایست با مشارکت و دخالت دادن ساکنین این محلات در تصمیم­گیری­ها همراه باشد.
اهداف پژوهش
1- ایجاد زمینه جهت یک سیستم مدیریتی مطلوب در زمینه بازآفرینی در شهر بجنورد.
2- ایجاد شرایط برای ارتقاء میزان مشارکت شهروندان با سازمان­ها و مدیران شهری در زمینه ارتقاء و بازآفرینی بافت­های فرسوده شهر بجنورد. 
سوالات پژوهش
1- آیا بازآفرینی شهری در شهر بجنورد بر مبنای توسعه پایدار بوده است؟
2- آیا در بازآفرینی شهری در شهر بجنورد به جنبه کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و زیست­محیطی آن توجه لازم شده است؟

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Partaking Strategies in Developing Regeneration Indicators for Bojnourd City with a Sustainable Development Outlook

نویسندگان [English]

  • Meisam Arzamani
  • Mahdi Vatan Parast
  • Mohammad Motamedi
Department of Geography and Urban Planning, Shirvan Branch, Islamic Azad University, Shirvan, Iran
چکیده [English]

Urban regeneration is a comprehensive program that provides the basis for improving the sustainability of economic, physical, social and environmental conditions and mainly seeks to resolve the problems of worn-out urban structures through enhancement by public participation; furthermore, the objective of this act is the use of potential and genuine capabilities in urban contexts. For this purpose, a number of 386 questionnaires have been distributed and evaluated among the residents of a neighborhood in Bojnourd, in which urban regeneration is proceeding. The research method of the present study is based on a descriptive-analytical and experimental-survey method; also, the statistical analysis tool applied is the SPSS software. Based on the research findings, the average of the indicators excluding the physical and environmental dimensions, is less than 3, that demonstrates the indicators related to the act of regeneration are not in a good state. In order to analyze the data, the ANP method has been used, which among the economic criteria and sub-criteria of economic opportunities, in social and cultural criteria and sub-criteria of crime reduction, in physical and environmental criteria and sub-criteria of housing and infrastructure and finally in the governing criteria and sub-criteria of local community participation have achieved the highest values. To explain the problems of residents and better implement urban regeneration, more extensive studies are required integrated with a systemic approach at the micro and regional level. Moreover, decision-makings should be accomplished with the participation and involvement of the residents of the mentioned areas.
Research aims:
1- Creating the grounds for a favorable management system in the field of regeneration in Bojnourd city.
2- Creating conditions for improving the level of citizens' participation with organizations and city managers in the field of upgrading and recreating the worn-out structures of Bojnourd city.
Research questions:
1- Is urban regeneration in Bojnourd based on sustainable development?
2- Are physical, economic, social and environmental aspects considered in urban regeneration in Bojnourd city?

کلیدواژه‌ها [English]

  • Urban regeneration
  • Sustainable urban development
  • ANP Method
  • Bojnourd City

نوسازی و بهسازی عموماً به معنی تغییر محیط شهری به منظور ساماندهی مشکلات شهری استAdams) (and Hastings,2001. از جمله این مشکلات، فرسودگی بافت­های شهری و مقابله با عوامل اجتماعی و اقتصادی است(Chan and yung, 2004). این پدیده­ها و مشکلات، برنامه­ریزان را وادار به اجرای شیوه موثر نوسازی شهری کرده است. توسعه بی­رویه سبب شده است که بسیاری از برنامه­ریزی­ها پاسخگوی مشکلات متعدد نباشند و شهرها و ساکنان آن­ها را با تنگناهای متعددی چون گسترش بی­حد کالبدی، سلطه حرکت سواره، جدایی محل کار از مسکن، دوری از طبیعت، کاهش فضاهای باز و باهویت مواجه سازند. لذا بازآفرینی شهری موفق، مستلزم داشتن توسعه پایدار در تمامی ابعاد مولفه­های کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و زیست­محیطی می­باشد. هدف از این تحقیق، تعیین نقش بازآفرینی شهری در توسعه پایدارِ بافت فرسوده شهر بجنورد و کشف مشکلات بازآفرینی بافت می­باشد. با شناسایی پتانسیل­ها، برنامه­ریزی و اجرای دقیق، می­توان آن را به یک فرصت خوب شهری تبدیل کرد و بر خلاف تصور برخی که بافت­های فرسوده و قدیمی را بخشهایی هزینه­بر می­دانند می­توان آنها را به چشم یک فرصت طلایی برای شکوفایی نگریست که با به­ کار بردن و ارائه راهکارهایی به استفاده چندجانبه از بافت فرسوده و اراضی آن از طریق فرهنگ­سازی و مشارکت مردم و دولت در جهت فائق آمدن بر مشکلات شهر اقدام نمود(Census of Population and Housing, 2016).

روش تحقیق در پژوهش حاضر یه این ترتیب است که در ابتدای امر برای گسترش دامنه ادبیات مرتبط با موضوع از مطالعات کتابخانه­ای شامل کتب، نشریات، سایت­ها و... بهره­گیری شده است. در ادامه با تکیه بر اسناد و طرح­های موجود که دارای اشتراکات محتوایی و موضوعی  می­باشند، سعی گردید که نحوه برخورد با مسائل مشابه در رابطه با شناسایی عوامل کلیدی موفقیت در مدیریت بازآفرینی موثر شهری در بافت­های فرسوده شهر بجنورد مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد و چارچوب کلی طرح تحقیق تدوین شود. مطالعات شامل برداشت­های میدانی و تکمیل پرسشنامه توسط شهروندان، مدیران و کارشناسان شهری ساکن در شهر می­باشد که مورد طبقه بندی قرار می­گیرند. بدین منظور پرسشنامه­ها به صورت پرسشنامه شهروندان، مدیران و کارشناسان شهری، با توجه به نوع دانش، رویکرد و درک افراد از مسئله مورد پژوهش طراحی گردیده تا اهداف تحقیق شامل ارزیابی موثر و تحقق عوامل مدیریت بازآفرینی در بافت­های فرسوده محدوده مورد مطالعه سنجیده شود. همچنین به منظور ارزش­گذاری پاسخ­ها از طیف لیکرت(پنج درجه) استفاده گردید.

جدول1. شاخص­های مورد مطالعه

ابعاد

موضوعات واجد اهمیت

اقتصادی

اشتغال­زایی، درآمد، مشاغل، مهارت‌ها، فرصت‌های شغلی

اجتماعی- فرهنگی

کیفیت زندگی، بهداشت، آموزش، جرائم، مسکن، کیفیت خدمات عمومی

کالبدی- محیطی

زیرساخت‌ها، محیطی طبیعی و ساخته شده، حمل‌ونقل و ارتباطات

حکمروایی

ماهیت تصمیم‌سازی محلی، مشارکت اجتماع محلی، درگیر کردن تمامی دخیلان، شیوه رهبری و مدیریت

مأخذ: یافته­های تحقیق با استفاده از منابع موجود، 1398

 

 در ادامه هر یک از معیارها و زیرمعیارها با استفاده از مدل ANP در نرم افزار آماری سوپر دیزایژن محاسبه گردید که در ادامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. مدل فرایند تحلیل شبکه­ای (ANP) یک مدل پیشرفته جهت ساخت و تحلیل تصمیم­گیری است. این مدل قابلیت محاسبه سازگاری قضاوت­ها و انعطاف­پذیری در تعداد سطوح معیارهای قضاوت را دارد. مدل فرایند تحلیل شبکه­ای در واقع مدل تعمیم­یافته روش برنامه­ریزی سلسله مراتبی (AHP) است که فرض موجود در روش برنامه­ریزی سلسله مراتبی مبنی بر عدم وجود رابطه بین سطوح مختلف تصمیم گیری را ندارد(2007:Dikmen&Birgonul). بسیاری از مسائل مربوط به تصمیم­گیری را نمی­توان به صورت رده­بندی ساختاردهی کرد، زیرا بین عناصر رده بالاتر و عناصر رده­های پایین ارتباط و وابستگی وجود دارد. نه تنها اهمیت یک معیار تعیین­کننده اهمیت راه حلها در یک رده­بندی است، بلکه اهمیت راه حل­ها نیز خود تعیین­کننده اهمیـت آن معیار خواهد بود. تصمیم گیری نه تنها از یک رده­بندی ساده که دارای سه سطح مختلف است و از آن یک رده­بندی چند سطحی به دست می­آید ناشی می­شوند بلکه این تصمیمات از یک شبکه نیز به وجود می­آیند که می­تواند تفاوت بسیار قابل ملاحظه­ای با تصمیماتی که از یک رده­بندی پیچیده­تر حاصل می­شوند، داشته باشند(Jebel-Ameli, & Rasoulinejad,2010).

 

شکل1. تفاوت ساختاری میان چارچوب سلسله مراتبی(1) و شبکه­ای(2)

 

                            منبع : نگارنده

بازآفرینی شهری

  بازآفرینی شهری به­عنوان یک واژه عام در ادبیات شهرسازی مفاهیم بهسازی، نوسازی، بازسازی، توانمندسازی،  روان­بخشی و نوزایی شهری را دربرمی­گیرد و به عنوان اصلی­ترین رویکرد حفاظت شهری براساس تحلیل دقیق وضع یک منطقه، تطابق هم زمان بافت کالبدی، ساختارهای اجتماعی، بنیان اقتصادی و وضع محیط­زیست یک منطقه را دنبال می­کند. با بروز مسائل پیچیده مثل فقر و نابرابری، عدم تعادل‌های زیست‌محیطی، بافت‏های فرسوده و غیره که حکومت قادر به رفع آن نبوده و همچنین رشد نیازها و انتظارات شهروندان، ناکارآمدی دولتهای سنتی در برنامه‌ریزی شهری موجب ظهور حمایت از رویکرد مدیریتی در برابر بلوپرینتی با رویکرد اداری و اجرایی در برابر تقاضاهای شهری در اواسط دهه 1980 میلادی شد (Barakpour & Asadi, 2009). مدیریت متفرق، سبب دوباره‏کارى، انجام کارهاى موازى، و بعضاً از بین رفتن سرمایه‏هاى عمومى، ایجاد تشکیلات عریض و طویل دیوانى، ایجاد اصطکاک و برخورد ادارات و ناهماهنگى در انجام وظایف و عدم مسئولیت‏پذیرى می‏گردد (Kamyar, 2017). بدون همکاری همة گروه‏ها و سازمان‏های مردمی و دولتی(Ahmadnia et al., 2017)، دستیابی به بازآفرینی پایدار شهری امکان­پذیر نیست. لذا از اواسط دهه 1990 میلادی گذاری در پارادایم غالب در مدیریت شهری به وقوع پیوست که از آن به عنوان حکمروایی شهری تعبیر شد.

 بازآفرینی شهری به مفهوم احیاء، تجدید حیات و نوزایی شهری و به عبارتی دوباره زنده شدن شهر است. موضوعی با ابعاد کالبدی و غیرکالبدی که ابعاد اجتماعی و فرهنگی را نیز شامل می­شود(Esmaeilpour, 2011). بازآفرینی شهری ابزاری است که شهرها با استفاده از آن کمبودها و نقص­های موجود در شهر را به چالش می­کشانند (urban land institute, 2014). ادارة شهر فقط در نهادهای رسمی مدیریت شهری خلاصه نمی‏شود. بلکه شامل طیف وسیعی از همه ذینفعان شهری، شامل دولت مرکزی، بخش خصوصی، نهادها و سازمانهای غیردولتی مردم نهاد، رسانه‏ها، تشکل‏های حرفه‏ای و تخصصی و سایر اعضاء جامعه مدنی است (SharifZadegan et al., 2015). از آغاز قرن بیست و یکم نیز به‌دنبال ناکامی سیاست‌های توسعه متکی بر رویکردهای تمرکزگرا، تجویزی و یکسویه از بالا به پایین، ضرورت به‌کارگیری مدل‌ها و رهیافت‌های عملی‌تر در الگوی توسعه در دولت‌ها مطرح شده است؛ مدل‌هایی که باید مبتنی بر تمرکززدایی در رویه‌ها و فرآیندهای برنامه‌ریزی بوده و دولت‌ها را از نقش تصدی‌گری توسعه به تسهیل‏گری توسعه سوق دهد(Alvani, 2010).  حکمروایی شهری نیاز به توجه و تاکید بر ظرفیت‏های نهادهای شهری، سازمان­های محلی و سایر موسسات دولتی دارد، که حاصل، تعامل و ارتباط متقابل دولت، سازمانهای غیردولتی، بخش خصوصی، سازمان­های نظامی، نهادهای مذهبی و گروههای ذی‏نفوذ است که از طریق قواعد بازی با هم در اتباط هستند(Sarvar et al., 2014). به دلیل پیچیدگی برنامه‏های بازآفرینی شهری، ماهیت این برنامه‏ها بسیار متفاوت از سایر برنامه‏های توسعه شهری است؛ به ویژه از لحاظ عدم قطعیت‏ها، زیرا بازیگران و بهره‏وران متعددی وجود دارند که در برنامه‏ریزی این برنامه‏ها درگیرند مانند دولت محلی، توسعه‎‏دهندگان خصوصی، سازمانهای دولتی و جوامع محلی(Carely, 2000). سیر تحول سیاستهای بازآفرینی شهری در زمینه مشارکت بازیگران و ذینفعان حاکی از آن است که از دهه 1950 تا شروع قرن 21، در هر دهه سیاستها به سمت مشارکت میان بخش خصوصی، بخش دولتی و جامعه محلی گرایش پیدا کرده، به طوری که از دهه 1990 به بعد رویکرد مشارکتی غالب گردید و قدرت به مقامات محلی واگذار شد. (Roberts & Sykes.2000).

 حکمروایی در عرصه بازآفرینی شهری عبارت است از ائتلاف و پیوستگی میان منافع مختلف کنشگران، گروه‌ها و بخش‌های مختلف با هدف ایجاد سیاست‌گذاری مشترک و اجرای همراه با دستورکار و برنامه اقدام مشترک. گذار از ساختارهای متمرکز و سلسله مراتبی به طرف یک رویکرد مشارکتی با سازمانهای اجتماعی و بازیگران غیر دولتی از جمله بخش خصوصی اشاره دارد(Hoodseni, 2015). کل­نگری و فراگیری همه ابعاد کنشگران و فرایندهای مؤثر بر حیات و توسعه شهری را می‏توان خصلت غالب در تلاش­ها و تحولات نظری مدیریت شهری دانست. (Kazemian, 2007). در واقع می­توان گفت که بازآفرینی بافت شهری دارای خصوصیات یک طرح است که شبکه­ای از ذی نفعان در اجرا و پیشبرد اهداف آن دخیل هستند و یکی از مهم­ترین عوامل در پیشبرد این طرحها مسئله حاکمیت ذی­نفعان است(MohebiFar et al., 2017). این رویکرد، به گواه تجربیات و رویدادهای سال­های اخیر، چند راهبرد اصلی را در دستور کار خود داشته است. در ابتدای راه، با توجه به تجدید ساختار اقتصادی ناشی از تغییرات اقتصاد جهانی، با حمایت از گسترش نقش بخش خصوصی در فرایند توسعه مجدد مناطق فرسوده شهری، از طریق قوانین حمایتی و تعریف مناطق ویژه با ضوابط خاص مالیاتی و امتیازهای تشویقی، سعی بر احیای مناطق متروکه داشت. در واقع بسیاری از طرح­های بازآفرینی شهری، برای تبدیل کردن پهنه­هایی از شهر که روزگاری در خدمت تجارت «سنتی» و اقتصاد نوع اول و دوم قرار داشته است، به مراکزی برای ارائه خدمات عمومی و تخصصی در سطوح ملی و بین المللی، به انجام             می­رسیدند(Griffiths, 1993). این نوع برخورد به دلیل رو به افول اقتصادی گذاردن هسته­های مرکزی شهرها و به عبارتی تهی شدن بخش­های داخلی شهر از کارکردهای قبلی خود با گذر از دهه 1980 میلادی  می­نماید(Stewart, 1987).

توسعه پایدار

توسعه پایدار فرایند تغییری در استفاده از منایع، هدایت سرمایه­گذاری­ها، سمت­گیری توسعه تکنولوژی و تغییری نهادی است که با نیازهای حال و آینده سازگار باشد(نسترن و دیگران، 1386: 56). به عبارت دیگر، توسعه پایدار، ایجاد توزان بین پیشرفت اقتصادی، اجتماعی بلندمدت با محیط است. توسعه پایدار برای تمامی بخش­های جوامع انسانی ضرورتی غیر قابل انکار است، لیکن جوامع شهری با توجه به شرایط و وضعیت کنونی، اولویت دارند؛ چرا که توسعه مناطق شهری در کل و به خصوص در کشورهای درحال توسعه ابعاد بسیار وسیعی به خود گرفته است، به­طوری­که در سال 1960 سهم این گونه کشورها از 19 کلان شهر در جهان  9 منطقه شهری بوده است. در حالی که این تعداد در سال 200 به 50 کلان­شهر، از مجموع 66 مادرشهر رسیده است(صابری­فر،1386: 109-108). هدف توسعه پایدار باید حفظ خصوصیات کلی و کیفیت محیط باشد همچنین لازم است موضوعات اجتماعی و اقتصادی در کنار مقوله­های مورد توجه قرار گیرند چرا که شرایط ناپایدار محیطی مورد توجه قرار گیرند چرا که شرایط ناپایدار اجتماعی می­تواند نهایتاً به ناپایداری محیطی منجر شود(نسترن و دیگران، 1386: 63).

  شهر بجنورد

محدوده جغرافایی مورد مطالعه در این  پژوهش شهر بجنورد است. محدوده مورد مداخله بازآفرینی شهر بجنورد، محدوده 5.3 هکتاری پروژه ارمغان است که در سال 87 براساس برنامه سند ملی بازآفرینی شهری، در دستور کار و بررسی قرار گرفت. این پروژه 230 واحدی در بافت مرکزی شهر بجنورد واقع گردیده  که شامل سه بخش 95، 70 و 65 واحدی است.

 

 

تصویر1. محدوده مورد مداخله بازآفرینی شهری بجنورد

          منبع : نگارنده

 

  فراوانی و توزیع گروه‌های سنی مربوط به افراد حجم نمونه نشان می­دهد که 4 درصد نمونه کمتر از 20 سال، 20 درصد بین 20 تا 30 سال، 44 درصد بین 30 تا 40 سال، 24 درصد بین 40 تا 50 سال و نیز 12درصد بیش از 50 سال سن دارند. همچنین بر اساس نتایج حاصل از تجزیه ‌و تحلیل وضعیت تحصیلات اعضای نمونه آماری تحقیق می‌توان گفت 12 درصد زیر دیپلم؛ 62 درصد لیسانس و 26 درصد نیز بالاتر از لیسانس می­باشند. از نظر اشتغال نیز مشخص گردید 36 درصد در مشاغل دولتی و 30 درصد در مشاغل آزاد قرار دارند. در ادامه به منظور تحلیل تفاوت میانگین بین شاخص­های شناسایی شده بازآفرینی شهری بجنورد که با استفاده از مطالعات میدانی و کتابخانه­ای استخراج گردید و با توجه به نرمال بودن عوامل پژوهش، از آزمون آمار  T یک نمونه­ای استفاده گردیده است. بنابراین میانگین محاسبه شده شاخص­ها با میانگین فرضی 3 بررسی و محاسبه گردید که مشخص شد میانگین واقعی به دست آمده شاخص­های کالبدی و محیطی بیشتر از 3 و در حد بالا می‌باشد و سایر شاخص­ها میانگین کمتر از حد متوسط را بدست آورده­اند. با توجه به میزان معناداری که برای مولفه‌ها کمتر از 05/0 است، این ابعاد معنادار و قابل تعمیم به کل جامعه است؛ همچنین حد بالا و پایین تمام عوامل مثبت بوده است؛ بدین معنا که میانگین به دست آمده در شاخص اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و حکمروایی کمتر از مقدار مورد آزمون است؛ این نتیجه گویای این است که بازآفرینی شهری در بجنورد، با مشکلات و موانع زیادی به لحاظ این شاخص­ها روبه رو هستند و در بعد کالبدی و محیطی تاحدودی مطلوب عمل کرده است.

 

 

 

جدول2. بررسی میانگین متغیر بازآفرینی شهری، ابعاد و شاخص‌های آن (آزمون T یک نمونه‌ای)

شاخص و متغیرها

میانگین

انحراف از معیار

آماره T

معناداری

اختلاف از میانگین

اختلاف از فاصله اطمینان در سطح 95%

پایین

بالا

اقتصادی

58/2

20/0

39/55

00/0

20/3

08/3

31/3

اجتماعی- فرهنگی

65/2

36/0

66/49

00/0

58/2

27/3

68/2

کالبدی- محیطی

20/3

25/0

25/41

00/0

65/2

52/2

78/2

حکمروایی

00/3

53/0

19/40

00/0

01/3

86/2

16/3

مأخذ: یافته­های تحقیق با استفاده از منابع موجود، 1398

 

تدوین شاخص­های بازآفرینی شهر بجنورد با رویکرد توسعه پایدار

  طی مشاوره با کارشناسان شهری، روابط میان گروه­ها شناسایی و چارچوب کلی طراحی شده در نرم افزار به صورت زیر حاصل شد. پیکان­های یک طرفه نشان­دهنده رابطه میان دو گروه بایکدیگر که می­تواند ناشی از ارتباط میان یک عنصر از یک گروه با عنصری دیگر از گروهی دیگر باشد است و پیکان­های برگردانشده نشان دهنده ارتباط میان اجزای یک گروه با یکدیگر است.

 

 

شکل2. روابط اثرگذار مصادیق بازآفرینی شهر بجنورد

مأخذ: یافته­های تحقیق با استفاده از منابع در دسترس، 1398

1.معیارهای اقتصادی

  در جدول زیر اهمیت هر یک از معیارهای اقتصادی در بازآفرینی شهری از نظر شهروندان، مدیران و کارشناسان شهری مورد سنجش قرار گرفته است. همانطور که مشاهده می­گردد، زیرمعیار فرصت­های اقتصادی بالاترین ارزش را با مقدار 0.302 داراست و زیرمعیار درآمد، کم­اهمیت­ترین مقدار را با عدد 0.031به دست آورده است. لازم به ذکر است این محدوده شهری که مورد بازآفرینی قرار گرفته تقریباً در مرکز شهر و نزدیک به مراکز تجاری می­باشد و ساکنین آن نیز با توجه به نزدیکی به بازار فرصت خوبی جهت ارائه خدمات با توجه به تجارب اندوخته شده از کار در آنجا و مهارت­های خوبی که  کسب کرده­اند دارند، به همین خاطر این محله می­توانست مکان مناسبی در جهت ایجاد مشاغل جدید، اشتغال­زایی افراد محله و کسب درآمد آنها باشد که در بازآفرینی صورت گرفته این امر مغفول مانده و بیشتر به سمت ساخت و سازهای صرفاً مسکونی پیش رفته است و نه ساخت واحدهای مختلط مسکونی و تجاری و محله از موقعیت در مرکز شهر و همجواری با مراکز تجاری و خرید بودن کمترین بهره را در جهت اقتصادی برده  است.   

جدول3. وزن نهایی و اولویت­بندی زیر شاخص­های اقتصادی در بازآفرینی شهر بجنورد

معیار ها

اهمیت

اشتغال زایی

191/0

درآمد

031/0

فرصت

302/0

مشاغل

181/0

مهارت­ها

295/0

مأخذ: یافته­های تحقیق با استفاده از منابع  موجود، 1398

2.معیارهای اجتماعی و فرهنگی

  در جدول زیر اهمیت هر یک از معیارهای اجتماعی و فرهنگی در بازآفرینی شهری از نظر شهروندان، مدیران و کارشناسان شهری مورد سنجش قرار گرفته است. همانطور که مشاهده می­گردد، زیرمعیار کاهش جرائم بالاترین ارزش با مقدار 40/0 را به خود اختصاص داده است. همچنین کم­اهمیت­ترین مقدار به آموزش و با مقدار 11/0 اختصاص یافته است. بر این اساس می­توان بیان داشت که در زیرمعیارهای اجتماعی و فرهنگی در بازآفرینی شهری از نظر کارشناسان به ابعاد کاهش جرائم توجه بیشتری شده است.

با توجه به تحلیل صورت گرفته این قسمت از شهر دارای درصد جمعیت فعال بالا و از قدیمی­ترین محلات شهری می­باشد که از انسجام و همبستگی بالایی نیز برخوردار بوده است. بازآفرینی شهری و نوسازی محله سبب گردیده است تا کاهش جرائم در این محله به بالاترین سطح خود برسد، اما در بحث آموزش، بهداشت، کیفیت زندگی و خدمات عمومی با توجه به ساخت و سازهای جدید صورت گرفته که سازگار و مطابق با تعداد جمعیت و بافت قدیمی محله نمی­باشد و نیز ورود افراد ناآشنا به بافت و جذب مهاجرین جدید از دیگر طبقات شهری و گاهاً تعارض فرهنگی بین آنها و متراکم شدن بیشتر جمعیت در این بافت بیم آن می­رود که موارد پیش گفته تکافوی این جمعیت را ندهد و با توجه به کمبود زیرساختها می­بایست اقدام عاجل صورت پذیرد. ضمن اینکه در خصوص بازآفرینی شهری می­بایست نسبت به آموزش فرهنگی و فرهنگ­سازی مردم در جهت شناساندن فواید طرح و   بهره­گیری از نظرات آنان حداکثر بهره را برد.

جدول4. وزن نهایی و اولویت­بندی زیرشاخص­های اجتماعی و فرهنگی در بازآفرینی شهر بجنورد

معیا­رها

اهمیت

آموزش

11/0

بهداشت

16/0

کاهش جرائم

40/0

کیفیت زندگی

15/0

کیفیت خدمات عمومی

18/0

مأخذ: یافته­های تحقیق با استفاده از منابع در دسترس، 1398

3.معیارهای کالبدی و محیطی

  در جدول زیر اهمیت هر یک از معیارهای کالبدی و محیطی در بازآفرینی شهری از نظر شهروندان، مدیران و کارشناسان شهری مورد سنجش قرار گرفته است. همانطور که مشاهده می­گردد، زیرمعیار مسکن و زیرساخت های آن بالاترین ارزش را با مقدار 637/0 به خود اختصاص داده است. همچنین کم­اهمیت­ترین مقدار به حمل و نقل و ارتباطات و با مقدار 105/0 اختصاص یافته است. چون این محله از باقدمت­ترین محلات شهری می­باشد و ساخت و سازهای آن اکثراً قدیمی، غیر مقاوم و ناایمن بوده و در برابر حوادث و بلایایی همچون زلزله، طوفان و .... آسیب­پذیر می­باشد و ابعاد کوچه­ها و خیابان­ها نیز با تعداد واحدهای مسکونی و تعداد جمعیت با توجه به بافت قدیمی محله همخوانی نداشته، لذا بازآفرینی شهری سبب گردیده تا از رشد بی­رویه افقی شهر جلوگیری بعمل آید و مسکن و زیرساخت­های آن به خوبی مقاوم سازی و اجرا گردد، اما به کیفیت آن از نظر بعد خانوارهای ساکن در این محله که اکثراً پرجمعیت می­باشند، کاربری فضای سبز، معماری سنتی و اسلامی و ... توجهی نشده است. ساخت واحدهای مسکونی جدید به تعداد زیاد، باعث تراکم بیشتر جمعیت می­گردد که سرانجام مشکلات ترافیکی و حمل و نقلی را با توجه به کمبود زیرساختها و ابعاد خیابان­های مجاور در مرکز شهر و محله در پی دارد و نیز آلودگی­های آب، محیطی، صوتی و هوا در اثر تخریب واحدهای مسکونی قدیمی و ساخت و سازهای جدید و افزایش مواد زائد ناشی از آن­ها و تردد تعداد زیاد خودروها با توجه به ضریب بالای جمعیت گریبان­­گیر مردم این محله خواهد شد. ضمن اینکه در بازآفرینی شهری صورت گرفته در این محله با توجه به بعد جمعیتی که دارد و ساخت و سازهای زیاد صورت گرفته توجهی به اصول بازآفرینی از قبیل ساخت پیاده­راه­های سبز، مسیرهای عبور دوچرخه، پارک­های محله­ای، پارکینگ­های مناسب و... نشده و این مشکلات ممکن است همچون قبل وجود داشته باشد. 

جدول5. وزن نهایی و اولویت­بندی زیرشاخص­های کالبدی و محیطی در بازآفرینی شهر بجنورد

معیارها

اهمیت

حمل و نقل و ارتباطات

105/0

مسکن و زیرساخت­های آن

637/0

محیطی- طبیعی و ساخته شده

258/0

توجه به کیفیت مسکن

47/0

مأخذ: یافته­های تحقیق با استفاده از منابع در دسترس، 1398

 

4.معیارهای حکمروایی

  در جدول زیر اهمیت هر یک از معیارهای حکمروایی در بازآفرینی شهری از نظر شهروندان، مدیران و کارشناسان شهری مورد سنجش قرار گرفته است. همانطور که مشاهده می­گردد، زیرمعیار مشارکت اجتماع محلی بالاترین ارزش را با مقدار 429/0 به خود اختصاص داده است، همچنین کم­اهمیت ترین مقدار به رهبری و مدیریت و با مقدار 188/0 اختصاص یافته است. در بحث حکمروایی نیز همانطور که در نتایج تحلیل مشاهده می­کنیم مشارکت اجتماعی محلی بالاترین ارزش را  به خود اختصاص داده است. مردم با در اختیار قرار دادن زمین­ها و واحدهای مسکونی قدیمی خود سعی در مشارکت و نفع بردن از بازآفرینی از طریق مقاوم­سازی و نو شدن واحدهای مسکونی و نیز ارزش افزوده چند برابری را دارند و  نیز بر این باورند که، نوسازی محله مشکلاتی را که تاکنون با آن درگیر بوده­اند مرتفع می­سازد. اما امر مشارکت اجتماعی زمانی موثرتر واقع می­شود که مدیریت شهری در بحث تصمیم­گیری و تصمیم­سازی نسبت به درگیر کردن تمامی دخیلان محله­ایی و شهری به خوبی وارد شده و آموزش­های لازم را نیز داده باشد و بتواند با یک رهبری و حکمروایی خوب شهری همه را در این امر سهیم گرداند و نسبت به تصمیم­گیری یک­سویه و یک­طرفه بدون مشارکت مردمی اقدام ننماید، تا توسعه پایدار در محله و شهر جایگاه و ارزش خود را پیدا نموده و تصمیم­گیری­ها و تصمیم­سازی­ها به بهترین حالت ممکن انجام گیرد.

 

جدول6. وزن نهایی و اولویت­بندی زیرشاخص­های حکمروایی در بازآفرینی شهر بجنورد

معیارها

اهمیت

ماهیت تصمیم­سازی محلی

190/0

درگیر کردن تمامی دخیلان

193/0

رهبری و مدیریت

188/0

مشارکت اجتماع محلی

429/0

مأخذ: یافته­های تحقیق با استفاده از منابع در دسترس، 1398

  در ادامه بر اساس هر یک از معیارهای چهارگانه تحقیق (اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، کالبدی- محیطی و حکمروایی)، با استفاده از فرایند تحلیل شبکه از نظر کارشناسان و مردم، اجرایی شدن این معیارها، مورد سنجش قرار گرفتند. همانطور که نتایج بدست آمده نشان می­دهد، معیار ابعاد کالبدی بیشترین امتیاز را در بین سایر ابعاد بدست آورده است.

 

 

 

 

جدول7. وزن نهایی و اولویت­بندی شاخص­ها در بازآفرینی شهر بجنورد

معیارها

اهمیت

اقتصادی

11/0

اجتماعی- فرهنگی

10/0

کالبدی- محیطی

63/0

حکمروایی

14/0

مأخذ: یافته­های تحقیق با استفاده از منابع  موجود، 1398

 

  با توجه به بررسی شاخص­های اقتصادی، اجتماعی، زیست­محیطی و کالبدی بازآفرینی شهری بجنورد می­توان بر نامطلوب بودن اجرای بازآفرینی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و افول ارزش­های کیفی و سکونتی در این محلات شهر بجنورد اذعان نمود. در نتیجه برای رفع مشکلات ساکنین و اجرای بهتر بازآفرینی شهری در دیگر محله­ها نیازمند مطالعات گسترده، هم پیوند و همه جانبه­نگر با معیارهای فوق و نگرش سیستمی در سطح خرد و     منطقه­ای می­باشیم. این امر می بایست با مشارکت و دخالت دادن ساکنین این محلات در تصمیم­گیری­ها، بالا بردن سطح آموزش فرهنگی و تقویت ارزش­های معنوی آن­ها، در استفاده بجا و مشروع از خدمات و امکانات شهرداری­ها و دستگاه­های خدمات­رسان و نیز بالابردن روحیه مشورتی و تعلق خاطر مردمی، در جهت ارتقاء محلات منسوخ شده قدیمی به منظور بهتر شدن کیفیت زیرساختهای حمل و نقلی و ترافیکی، مسائل اجتماعی و زیست محیطی و نیز ایجاد مشاغل و کاربری­های جدید که ناهنجاری­های این مناطق را برطرف نموده و در نتیجه باعث تجدید حیات و برگشت مجدد زندگی به این محلات گردد بهره برد، تا در نهایت طرح بازآفرینی شهری با رویکرد توسعه پایدار رقم بخورد.

نتیجه­گیری

  بازآفرینی شهری طیف وسیعی از فعالیت­ها را در برمی­گیرد که هدف آنها احیای بافت­های شهری، محیط زیست، تجدید حیات اجتماعی و اقتصادی بافت­ها، احیای ساختمان­ها، زیرساخت­ها و تاسیسات شهری و در حالت کلی تزریق زندگی به بافت­هاست. برنامه بازآفرینی بافت­های فرسوده شهری به دلیل امکان استفاده از ظرفیت­های  قابل­توجه و بی­بدیل احداث مسکن و توسعه دسترسی به خدمات شهری در آن به عنوان یکی از برنامه­های سیاست توسعه درون­زای شهری محسوب می­شود. نقش بازآفرینی شهری، کشف نیروها و عواملی است که افت شهری را به وجود آورده­اند و اتخاذ واکنش مثبت و پایداری است که به بهبود مستمر و کیفی حیات شهری منجر می­گردد و هدف آن بازگشت به شهر می­باشد. بازآفرینی در بطن خود اهداف اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و زیست­محیطی را دنبال می­کند. ارتقاء شرایط کیفی زندگی در سکونتگاه­ها از طریق ایمن­سازی و مقاوم­سازی ساختمان­ها، توسعه و بهبود زیرساخت­ها و فضا­های عمومی شهرها به ویژه تجهیز مراکز تاریخی، تأمین خدمات شهری مورد نیاز، آموزش ساکنان، ایجاد فرصت­های شغلی، تقویت نهادهای مدیریت محلی و دفاتر خدمات  محله­ای مردم نهاد، الگوسازی و ترویج قواعد و دستورالعمل­های کیفی ساخت و ساز و تعریف پروژه­های محرک توسعه توسط بخش خصوصی و عمومی، بهسازی، نوسازی، بازسازی، توانمند­سازی و روان­بخشی شهری و تنوع­بخشی عملکردی، سیاست اصلی آن را تشکیل می­دهد. مشارکت، برنامه­ریزی راهبردی و پایداری سه ضلع مثلث رهیافت بازآفرینی شهری را تشکیل داده و پایه­ای برای اقدام در بازآفرینی شهری فراهم می­کنند. مشارکت عمومی از مهمترین اصول و مقدمات موفقیت در بازآفرینی شهری است. بنابراین امروزه ضرورت تغییر نگرش نسبت به بازآفرینی بافت­های آسیب دیده شهری بر اساس رویکردهای نوین بازآفرینی و توجه به ارتقاء شاخصه­های کیفیت زندگی و استفاده از راهکارهای مشارکتی در تدوین چشم­اندازی مشترک که در آن کلیه گروه­های ذی­نفع، ذی نفوذ و اجتماع محلی شرکت داشته باشند، بیش از پیش ضروری است.

صابری­فر، رستم(1386)، "توسعه شهری پایدار" ، فصلنامه پیک نور، شماره 2، صص117-108).
نسترن، مهین، زنگی­آبادی، علی، خلقی­پور(1386)، "توسعه پایدار، شهر پایدار"، ماه­نامه کار و جامعه، شماره 85 و 86: صص65-56.
Adams, D,& Hastings, E. M(2001). Urban renwal in Hong kong: Transition from Development Corporation to renewal authority. Land Use policy, 18(3):245-258.
Ahmadnia, Sh., & Kamel-Ghalibaf, A. (2017). Social participation in the central region of Tehran: A study on NGOs and city councils. Social Studies and Research in Iran. 6(1): 145-168. (in Persian).
Alvani, S.M. (2010). Future interactions or inaction of public administration in the world? Journal of Management Studies. 9(35-36): 1-12. (in Persian).
Barakpour, N., & Asadi, I. (2009). Urban Management and Governance. Tehran University of Art. Vice Chancellor for Research:183. (in Persian).
Carely, M. (2000). Urban Partnerships, Governance and the Regeneration of Britain’s Cities, International Planning Studies, Vol. 5, No. 3: 273-297.
Census of Population and Housing, 2016. (in Persian).
Chan E.H. & Yung E.H.K(2004). IS the development control legal framework conducive to a sustainable dense urban development in Hong kong? Habitat International, 28: 409-426.
8, Dikmen, Isik & M.T. Birgonul (2007), Using Analytic Network Process for Performance Measurement in Construction, College of Architecture, Georgia Institute of Technology, USA, PP. 1-11.
Esmaeilpour, N., Rahimian, M.H., & Ghorbani, S. (2011). Regeneration of worn-out urban texture with emphasis on social mobilization: A case study of Koshtargah Quarter in Yazd city. Journal of Urban and Regional Studies and Research. 4(15): 123-145. (in Persian).
Griffiths., R. (1993). The Politics of Cultural Policy in Urban Regeneration Strategies, Policy and Politics, vol 21(1):39
Hoodseni, H. (2015), Management of Urban Regeneration with Emphasis on Local Governance Processes (Case Study: Tehran City). Dissertation for Ph.D. in Urban Planning, Tarbiat Modarres University, Tehran:253. (in Persian).
Jebel-Ameli, F., & Rasoulinejad, E. (2010), Application of Network Analysis Process Model in Banking Branch Ranking: A Case Study of Saderat Bank. Journal of Economic Research and Policies. 55 (18): 107-124. (in Persian).
Kazemian, Gh. (2004). Explaining the Relationship between Governance Structure and Urban Power with Spatial Organization. Dissertation for Ph.D. in Geography and Urban Planning. Tarbiat Modarres University. (in Persian).
Kazemian, Gh. (2007). An Introduction to the Model of Urban Governance. Urban Quarterly Journal. (19-20): 5-7. (in Persian).
Kamyar, Gh. (2017). Urban Development and Urban Law. Majd Publication. Vol. 9. Tehran:74. (in Persian).
Marion, Roberts. (2002). Urban Design and Regeneration. Translated by: Moalemi, Bahram. Haftshahr Journal. 3(6-7): 18-35.
Mohebifar, A.H., Sobhiyeh, M.H., Rafieyan, M., Hasas-Yeganeh, Y., & Elahi, Sh. (2017). Governance of Distressed Areas Regeneration Program of Tehran with Network Approach. Bagh-e Nazar Journal. 14(53): 5-14. (in Persian).
Roberts, P. and Sykes, H. (eds.)(2000). Urban Regeneration: A Handbook, London: Sage.
Roberts, P. W. and Sykes, H.(2000). Urban Regeneration, SAGE Publication, London, UK:86.
Sarvar, R., & Rousta, M. (2014). Principles and Foundations of Empowering Quarters for Urban Reconstruction and Improvement Plans. Islamic Azad University. Ray City:194. (in Persian).
Sharifzadegan, M.H., Fathi, H., Malekpour Asl, B. (2015). Good governance of institutionalization for the development of doctrines from national to urban level and an Iranian experience. Publication of the Center for Urban Studies and Planning of Tehran Municipality. 1st Edition. Tehran:2. (in Persian).
Stewart., M (1987). Ten Years of Inner City Policy, Town Planning review, Vol 58(2):129.
Urban Land Institute. (2014). Ten Principles for Urban Regeneration Making:2. Shanghai a Better City, www.uli.org